آماریان

 

نیم ساعت پیش،

خدا را دیدم

که قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش 

سرفه کنان

در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت

و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد،

آواز که خواند تازه فهمیدم

پدرم را با او اشتباهی گرفته ام.


نوشته شده در شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ توسط محمود توکلی نظرات () |

نوشته شده در چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ توسط علیرضا ذوالفقاری ندوشن نظرات () |

شب یلدا ، این شب زایش مهر و میترا ، شب زایش نور و روشنائی برتو ایرانی مبارک
.
.
.
شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر
زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر
شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق.
.رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق
شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد
.
.
.
هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم
و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها
یلدایتان رویایی...روزهایتان پر فروغ،شبهایتان ستاره باران!

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ توسط فاطمه دهقانیان نظرات () |

زندگی با آمار و اعداد و رقم و محاسبات هم برای خودش عالمی دارد ،گاهی وقت ها به جای آن که از این اعداد و رقم فرار کنی، بهتر است لج کنی و بروی داخل این عدد و رقم ها ببینی حرف حسابشان چیست؟! کاری که ماه بانو تاتا مادر علم آمار ایران برای یک عمر از انجام دادنش لذت برده است، و نه فقط خودش بلکه شاگردان دانشگاه ها را هم به این مبارزه لذت بخش دعوت می کند.

مبارزه ای که شیرینی اش حل محاسبات است و پاسخ های این محاسبات، گاه آن قدر راهگشاست که می توان برنامه های یک کشور را براساس آن تنظیم کرد، ماه بانو تاتا اگرچه اصالتا از پارسیان هند است اما این طور که خود می گوید ایران را مثل آمار دوست دارد، برایش آدم ها فرق نمی کند و اگر با او هم صحبت شوی آن قدر فروتنانه، مهربانانه سخن می گوید که فراموش می کنی همین چند روز پیش لقب مادر علم آمار ایران را گرفته و در روز ملی آمار از او قدردانی شد و یا  اینکه دکترایش از آمریکاست و عضو انستیتو بین المللی آماراست، رییس بخش امار دانشگاه شهید باهنر کرمان بوده و برای نوشتن پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترا باید سراغش را برای استاد راهنمایی بگیری. البته بماند که عضو جامعه ریاضیدانان و همین طورآماردانان ایران هم هست.   
برای مدتی پای حرف هایش می نشینیم، هر چند از آن آدم هایی است بیشتر اهل عمل است تا حرف!


خانم تاتا از خودتان برایمان بگویید زادگاهتان، تحصیلاتتان واینکه در چه دانشگاه هایی تدریس می کردید؟

در ششم اردیبهشت سال 1321 در بمبئیی هندوستان زاده شدم، تا مدرک کارشناسی ارشد را در رشته آمار در دانشگاه بمبیی هندوستان گذراندم به دلیل علاقه ای که به این رشته داشتم توانستم از دانشگاه پردو آمریکا مدرک دکترای خود را بگیرم پس از اخذ دکترا به مدت 5 سال در دانشگاه ایالتی میشیگان تدریس می کردم، پس از آن به تهران آمدم و دو سال هم در دانشگاه شریف به تدریس مشغول شدم  بعد از آن هم در موسسه آموزش عالی آمار و مدرسه عالی کامپیوتر و برنامه ریزی، دانشگاه آزاد ایران و دانشگاه علامه طباطبایی تدریس کردم، هم اکنون بازنشسته ام اما با دانشگاه شهید باهنر کرمان همکاری دارم.

چه شد راه تحصیل را آن هم در حد اخذ دکترا از آمریکا در پیش گرفتید به ویژه در دوره ای که کمتر کسی به تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی فکر می کرد؟

خانواده همواره مرا تشویق به تحصیل می‌کرد و انگیزه اصلی مرا هم خانواده در من ایجاد کرد حتی موقعی که می خواستم از هند به خارج بروم مشوق اصلی من بودند تا تحصیلاتم را ادامه بدهم . اینکه می گویید چرا تصمیم به ادامه تحصیل داده ام، علاقه ام و مشوق هایم بود و البته این را هم باید بگویم که بر خلاف ایران، از قدیم و از همان دورانی که می گویید کمتر کسی به فکر ادامه تحصیل در ایران بود در هند آمار جزو رشته های خوب به شمار می امد که متقاضیان زیادی دوست داشتند تا در این رشته تحصیل کنند.  

چه چیزی در آمار بود که شما را جذب به آن کرد و اینکه آیا تصور می کردید آن قدر این جذابیت برایتان ایجاد شود که هم دکترای آمار از یکی از بهترین دانشگاه های دنیا بگیرید و هم در بهترین دانشگاه های ایران تدریس کنید؟


آمار یکی از شیرین‌ترین و جذاب‌ترین رشته‌های دانش انسان است. متاسفانه در ایران به این رشته بها داده نمی‌شود. ولی در باقی جاها این رشته جذابیت زیادی دارد، اعداد و ارقام گاهی شیرین تر از آنی هستند که بخواهید به سختی هایش فکر کنید .

چه چیزی باعث شد آمریکا و هند را رها کنید و به ایران بیایید؟
 

در واقع تصادفاً به ایران آمدم. بعد از اخذ دکترا و کار در دانشگاه آمریکا که چند سالی طول کشید، تصمیم گرفتم آن جا را ترک کنم و به زادگاهم هند برگردم، درست همان موقع پیشنهاد شد تا برای تدریس دو ساله به ایران بیایم به صورت قراردادی و تدریس به ایران آمدم، ایران آمدنم همانا و ایران ماندنم همان.

آیا تا به حال از این تصمیم که گرفتید پشیمان نشدید و فکر نکردید که جای پیشرفت در بیرون از ایران برایتان بیشتر بود؟


نه، من ایران را دوست دارم و از تصمیمی هم که گرفتم راضی هستم، ممکن است ضعف هایی وجود داشته باشد اما مطمئنا خوبی های خود را هم دارد و این خوبی ها آن قدر هست که برای من، ایران، دوست داشتنی باشد.

چه شد سر از کرمان در آوردید؟


در ایران در چند جا تدریس می کردم. یک ترم در دانشگاه کرمان ماموریت داشتم. وقتی به کرمان آمدم دیدم این شهر آرامش خاصی دارد و من از این آرامش خوشم آمد و شاید همین امر باعث شد تا در کرمان، ماندگار شوم.

شما در کمیسیون زنان زرتشتی کرمان هم عضو هستید فکر می کنید چه قدر این کمیسیون از توانایی های شما بهره برده و تا چه اندازه شما به طور جد در این کمیسیون فعالیت کردید؟


خانمهای کرمانی که سالها در سازمان زنان کرمان عضو هستند آن را می‌گردانند و همان‌طور که می‌دانید، در نگهداری سنتهای ایرانی و زرتشتی فعالیت می‌کنند. من فقط همکاری می‌کنم و هر کار و تلاشی که از من بربیاید هم دریغ نخواهم کرد.

فکر می کنید زرتشتیان هندی و ایرانی، در چه چیزهایی از هم تفاوت دارند و کدام یک را ترجیح می دهید؟


به خصوص پس از انقلاب، آگاهی بچه‌های زرتشتیان ایرانی خیلی افزایش یافته است و بیشتر از آگاهی بچه‌های زرتشتی هند است. البته همیشه چنین نبوده است. متاسفانه در خارج این دو گروه خودشان را جدا نگه می‌دارند. برای من هیچیک برتر نیست. به نظر من خیلی خوب بود که اگر ما می توانستیم زرتشتی های هندی و ایرانی را از هم جدا ندانیم، پارسیان و ایرانیان زرتشتی نباید خودشان را متفاوت از هم بدانند.

تفاوت بین دانشگاه های ایرانی با دانشگاه های پیشرفته در چیست؟  


برخی دانشگاه‌های ایران نیز بسیار خوبند! اما در بعضی کشورها لازم نیست یک دانشجو رشته خود را در سال اول انتخاب کند و در ضمن می‌تواند به آسانی بین رشته‌ها بچرخد. در اینجا بعضی دانشجویان از انتخاب رشته مورد علاقه خود پرهیز می‌کنند و در رشته‌ای تحصیل می‌کنند که «برتر» شناخته می‌شوند و شاید این ضعف عدم توجه به علاقه و دنبال یک رشته دهن پرکن بودن، بزرگترین مشکلی باشد که در ساختار آموزشی دانشگاه های کشورمان موجود است.  

خیلی از دانشجویان از درس آمار فراری هستند توصیه شما به آن ها چه خواهد بود؟


اولاً توصیه می‌کنم که دروس آمار را حتی در مدرسه‌ها، دانش‌آموختگان آمار تدریس کنند. در ضمن، به دانشجو تفهیم شود که برای کار در رشته خودش نیز به آمار نیاز دارد.

مادر آمار ایران، آینده این علم را در کشور چه طور می داند؟

امیدوارم که در زمانهای دور وضعیت بهتر باشد به آمار در ایران  اهمیت داده نمی‌شود فقط می خواهم تا نگاه مسئولین نسبت به این امر متفاوت باشد. 

توقعی که از مسئولین این امر در کشور دارید چیست ؟


مدتی‌ است که انجمن آمار ایران کوشش می‌کند یک نظام آمارشناسی را در کشور ایجاد کند. به این ترتیب امید است که کار آماری به متخصصین آمار سپرده شود. متاسفانه امروز چنین نیست. در واقع در بسیاری از آگهی‌های استخدام در بخشهای آمار سازمانهای دولتی و غیر دولتی، جوان‌ها را می‌خواهند که دارای مدارک مدیریت، حسابداری یا ریاضی باشند. انگار نمی‌دانند که اکنون پنجاه سال است که در دانشگاه‌های ایران برنامه‌های  کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته آمار داریم! البته امروز در بعضی دانشگاه‌ها برنامه دکتری آمار نیز وجود دارد.

توقعتان از مسئولین جامعه خودمان چیست ؟


شرایطی فراهم کنند که جوان‌ها همینجا بمانند تا دیگر سخن از مهاجرت و اینکه همه از ایران می روند و حالا چه کنیم؟ نباشد.

امید کاجیان   
۱۳ آبان ۱۳۹۰
نوشته شده در شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ توسط یه هم رشته ای نظرات () |

امروزه از  آمار به عنوان علمی که در شاخص های توسعه نقش به سزایی ایفا می کند، یاد می کنند. داشتن اطلاعات دقیق  و جستجو در ارقام و اطلاعات در این زمینه، کار دولت ها را  در بر نامه ریزی برای آتیه آسانتر می کند.

اداره ثبت احوال کشور درسال 1297 هجری شمسی به منظور ثبت احوال شخصیه (تولد، وفات، ازدواج، طلاق) افراد تاسیس شد. در همین زمینه در سال 1303 هجری شمسی آیین نامه ای به تصویب رسید و در این آیین نامه اداره ای به عنوان مسوول آمار، مشخص و مسولیت جمع آوری و متمرکز کردن اطلاعات بر عهده وزارت کشور قرار گرفت. همچنین در خرداد ماه سال 1318 هجری شمسی اولین قانون سرشماری از تصویب  نمایندگان مجلس شورای ملی گذشت. بر اساس این قانون سرشماری نفوس از دهم اسفندماه همان سال در شهر تهران و در سال 1319 و 1320 هجری شمسی در 33 شهر کشور به تدریج به مرحله اجرا درآمد. پس از آن دراسفند ماه سال 1331 هجری شمسی سازمان همکاری آمار عمومی تشکیل شد و در فروردین ماه سال 1332 هجری شمسی، قانون آمار و سرشماری به تصویب رسید. در این سال اداره آمار و سرشماری از اداره کل آمار و ثبت احوال جدا  و به سازمان همکاری آمار عمومی ملحق شد. با این حال در سال 1334 هجری شمسی این اداره  به اداره آمار عمومی  تغییر نام یافت و پس از آن درسال 1335 هجری شمسی اولین سرشماری عمومی نفوس را در کل کشور به اجرا درآورد. با تاسیس این اداره، فعالیتهای آماری شکل جدی تری به  خود گرفت  و پس از آن به تدریج   آمارگیری کشاورزی در سال 1339،  آمارگیری نمونه ای نفوس در سال  1342، سرشماری صنعتی در سال 1342و آمارگیری بودجه خانوار در سال 1342 به مرحله اجرا در آمدند. نیاز روزافزون دستگاههای برنامه ریزی کشور به آمار و اطلاعات و ضرورت همکاری بسیار نزدیک سازمان اصلی تولیدکننده آمار با دستگاه برنامه ریزی، موجب شد تا براساس قانون 1344 هجری شمسی، اداره آمار عمومی از وزارت کشور جدا و با نام مرکز آمار ایران به سازمان برنامه و بودجه وابسته شود. همه ساله چنین  روزی به عنوان روز آمار و بر نامه ریزی در کشور گرامی داشته می شود.

نوشته شده در یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ توسط یه هم رشته ای نظرات () |


طراح قالب : محمود توکلی

Search Engine Optimization